السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

522

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

فصل دوّم الف ) : در تفسير رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي [ 1 ] . ( معانى الاخبار و علل الشرائع ) با استناد به على بن يقطين مىنويسد : از حضرت كاظم ( ع ) پرسيدم ، آيا جايز است كه پيامبر خدا بخيل باشد ؟ فرمود : خير ، گفتم : پس چرا سليمان ( ع ) از خداوند درخواست كرد كه ملكى به وى دهد كه بعد از او چنين ملكى شايسته كسى نباشد ؟ آن حضرت فرمود : ملك به دو قسم است ، ملكى كه با غلبه و ستم و جبر بر مردم بدست بيايد و ملكى كه از ناحيهء خداست ، مانند ملك آل ابراهيم و ملك طالوت و ملك ذى القرنين ، منظور سليمان از اين درخواست اين بود كه هيچ پادشاهى با ظلم و ستم و جور بر مردم نتواند به حكومتى چون حكومت او دست يابد ، چون خداى عزّ و جلّ باد را مسخّر او كرده بود كه باد هر روز او را به اندازه مسافت دو ماه حركت مىداد ، و نيز شياطين را به تسخير او در آورده بود كه براى وى ساختمان سازى و غواصى مىكردند و علم به منطق پرندگان داشت و چنين سلطنتى در آن زمان و بعد از آن براى هيچ يك از پادشاهانى كه مردم آنها را برگزيده يا با جور و ستم بر مردم غلبه يابند وجود نخواهد داشت ، عرض كردم : پس منظور رسول خدا ( ص ) چه بود كه فرمودند : خداوند برادرم سليمان را بواسطهء بخلش رحمت كند ؟ فرمود : قول آن حضرت دو وجه دارد : اولا ) بواسطهء اين درخواست و قول او برايش طلب رحمت نموده كه از دعاى او چنين ملكى نصيب نااهل نشود . ثانيا ) اگر مراد او مطابق عقيدهء جاهلان منع ديگران باشد ، حقيقتا شايستهء رحمت نمودن از جانب پروردگار است ، سپس فرمود : به تحقيق به خدا قسم ملك سليمان و نيز آنچنان تسلّطى به ما افاضه شده است كه به هيچ يك از انبياء داده نشده است . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ [ 2 ] : ( اين عطيّه و بخشش ماست ، آن را بدون حساب ببخش يا نزد خود نگهدار ) . و نيز در باره قصّه محمّد ( ص ) فرمود :

--> [ 1 ] سوره ص ، آيه 35 . [ 2 ] سوره ص ، آيه 39 .